346
-
تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 7:58
اين روزا بعضي چيزارو ميبينم كه..حس ميكنم خدا خودش بايد ظهور كنه، خدايا كجايي پس؟ ميبيني؟ پس چرا هيچي نميگي؟ بخدا من كه از جنسه اينام شرمم گرفته..حس ميكنم انسان بودن يه گناه، ما همه از جنس گناهيم،دختري كه با معلمش ميخوابه، پدري كه به دختره ٧ سالش تجاوز ميكنه، دختري كه واسه دراوردن خرج زندگيش تن فروشي...
347
-
تاریخ: 1395/8/21 ساعت: 7:58
واقعاً يچيزايي رو ميشنوم سرم سوت ميكشه، با خودم ميگم خدايا اينا چيه؟ اينا چيه؟ ما خوده شيطانيم، خوده خودش، فكر كنم منظوره خدا از شيطان همون انسانه، خداروشكر ميكنم واسه ايني كه هستم خانواده اي ك دارم. اكثره اوقات ناشكري ميكنم ولي خدا خودش به هرطريقي بهم نشون ميده كه بهم چي داده، هرروز بيشتر از ديروز ...
231
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 20:38
بنظرم، از ساعت ١٢ به بعد نه بايد بيدار موند نه بايد كاري كرد چون فرداش كه بيدار ميشي به كل لعنت ميفرستي به خودت، انگار ساعت ١٢ شب به بعد ديگه هيچي دست خودت نيست. ديشب ٥صبح خوابيدم ٦عصر پاشدم، ناهارم نخوردم، يعني ميخواستم بخورم ولي خيلي بدطعم شده بود، شايد زياد لوسانه باشه اما غذاي مونده نميتونم بخور...
230
-
تاریخ: 1395/6/28 ساعت: 3:19
بی خوابی زده به سرم. چرا فراموش نمیشه ؟ از ذهنم نمیره نمیتونم بهش فکر نکنم متاسفم متاسفم. من آدمه بدیم٬ میدونم واسه همین متاسفم متاسفم که همش ناراحتت میکنم. نمیتونی ببخشی آره همشو میدونم حقمه اینم میدونم اینارو همه میدونم روزی هزاربار با خودم میگم همش تو مغزمه ولی بازم متاسفم :) اشکام خشک شده فک کنم...
222
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 8:29
شاید نتونم مثل بقیه کتابی به دست بگیرم و دعایی رو بخونم که حتی معنی اون رو نمیدونم و فقط منتظر اجابت شدن خواسته هام باشم. شاید مثل بقیه نتونم برم مسجد و نماز ۱۰۰ رکتی بخونم .. ولی تا جایی که میتونم برای همه دعا میکنم با لحن ساده و صمیمی که با خدام دارم :) هرچند فرقی نمیکنه توی مسجد باشه یا خونه به ز...
223
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 8:29
«از سخت ترین درسهای زندگی این است که آدمی یاد بگیرد چگونه بگوید خداحافظ.» - بعضی اوقات میبینی تمام اعتماد و تمام وقتی که گذاشتی برای یه نفر تو یه ساعت دود میشه میره هوا! یه سال دوستی تو یه ساعت دود میشه میره هوا.. اونم فقط با چهارتا حرف و یه خداحافظ. یاد بگیریم دیگه وابسته نشیم حتی اگه آدم ٍش باشه.
224
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 8:29
حرفی برای گفتن نیست تا الان همه چی خوبه اوضاع روبه راهه حتما هم نباید یه اتفاق خیلی خاص بیوفته٬ حتما نباید یه آدم خاص بیاد تو زندگیت٬ بعضی اوقات آروم بودن روال زندگی رو ترجیح میدم :) فقط منتظرم ماهه رمضون تموم شه و کارامو شروع کنم٬پس فرداهم باید برم کارهای ثبت نام برای مدرسه رو انجام بدم! وای از این...
225
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 8:28
سلام سلام، امم دلم براي اينجا تنگ شده بود، براي نوشتن خاطراتم! اما خب حال و حوصله نداشتم و از بس روزام يكنواخت بودن نوشتني نبود، هفته پيش سارا برام يه كتاب فرستاد به اسم دنياي سوفي، واقعاً جذابه خيلي دوسش دارم، البته هنوز كاملش رو نخوندم و نصفست، هفته پيش رفتيم شيراز و اطرافش، خيلي هوا سرد بود، البت...
226
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 8:28
بعضیا میرن٬ بعضیا می مونن٬ بعضیا نمیرن٬ اونایی که موندن بعدا میرن٬ اونایی که نرفتنم میرن.. آخرش خودت میمونی و خودت٬ همیشه همینطوره٬ آخرش میفهمی که فقط خودت برای خودتی و این قانون دنیاست. تابستون هم داره تموم میشه و هیچ کاری نکردیم و این تابستون هم نشد بهترین تابستون .ــ. با اینکه چیزی نشد اما چیزهای...
227
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 8:28
خسته شدم :/ منم هروقت ميخام چي ناله كنم ميام اينجا، واقعاً من نميتونم بقيرو درك كنم يا بقيه نميتونن منو درك كنن؟ كاش بجاي اينكه بخايم همو درك كنيم سعي كنيم حال همديگرو خوب كنيم، باهم بدنباشيم، حرفاي بد نزنيم، دل همو نشكونيم، نيازي ب درك نيست :) تابستان ٩٩.٥٪u200f
228
-
تاریخ: 1395/6/27 ساعت: 8:28
:)