ديشب خيلي خوش گذشت. تولده اميرعباس بود، يعني مثلاً تولدش بود من و دخترخالم و پسره خاله و دختردايي آهنگ گذاشته بوديم اون وسط حركاته موزون درميورديم. كلي ام مهمون داشتيم، از ساعت ٦ تا ١٢ شب، حس ميكردم سرم داره منفجر ميشه، بعدشم كه خانواده عزيز نخوابيدن هي از كانالا نتيجه آرا رو ميخوندن منم خيلي اعصابم خورد بود خلاصه به زور ساعت ٤ صبح خوابم برد.
رياست جمهوري روحاني رو هم تبريك مينماييم.
برچسب:
نویسنده: شیدا صالحی