حس ميكنم همه ي تلاش هام الكيه، فقط الكي دارم تلاش ميكنم، مثله اينكه الكي دارم ميدوم اما نميدوم، همه چي ميگذره اما من بي حركت و ثابت هستم. هي با خودم ميگم 'مريم نااميد نشو، برو جلو، تو ميتوني، چون تو مريمي' اما آخرش چي؟
راستي يچيزي، از همه ي دانش آموزانه مقطع سوم انساني كه نمره اشون از من بيشتره متنفرم، همتون برين به درك. ميدونم قاطي زدم. ميدونم دارم چرت و پرت ميگم اما دلم ميخواد ميگم، نگم خالي نميشم.
دلم ميخواد زودتر مدارس تموم شه بشينم پاي سريال و انيمه هام، از همين الان يه ليست بلند بالا آماده كردم. بعد يهو با خودم ميگم پس كنكور چي؟درس چي؟ يهو ليست رو نابود ميكنم و يه ليست ميسازم واسه درس خوندنم دوباره با خودم ميگم، نه مريم تو كه آخرش ميريني بشين سريالت رو ببين ارزش نداره ولي باز دوباره اون فكرِ دومي مياد و مانع ميشه و دوباره همينطور و اين داستان ادامه دارد چند نقطه.
دلم ميخواد يه فيلم ببينم خيلي بخندم. بشينم گشت ٢ رو دوباره ببينم. انيمه هاي كمدي واقعاً مزخرف هستن!
برچسب:
نویسنده: شیدا صالحی