چقدر مطالبم كوتاه شده، راستش اصلاً حوصله نوشتن ندارم، با دهن روزه بايد درس هم بخونم و اصلاً وقت ندارم، روزاهم كه تا ٣ ظهر ميخوابم، همين ديگه. حوصله ي هيچي رو ندارم. مامانم گفت روزه نگير اما من مثله اينكه لج كردم، لج هم كه نه، اگه نگيرم عذاب وجدان ميگيرم. اصلاً دسته خودم نيست نميتونم. اميدوارم امروز سره جلسه ي امتحان غش نكنم! خدايا خودت كمكم كن اين امتحانو به خير بگذرونم، اگه امتحانه رياضي رو بدم انگار همشو دادم تموم شده رفته، حتي براي تاريخ و عربي هم كه انقدر بقيه استرس دارن ندارم. رياضيِ گور به گور شده!
پ.ن: فلسفه منطق هم بد نبود، نسبت به چيزي كه فكر ميكردم آسونتر بود.
برچسب:
نویسنده: شیدا صالحی